84مى شود كه گروه نخست به خدا مى نگرند و گروه دوم در انتظار عذاب كمرشكن مى نشينند . در اين موقع آيات بلاغت و انسجام خود را از دست مى دهد و تقابل آنها از ميان مى رود .
به ديگر سخن ، بايد سرنوشت گروه نخست ، بر خلاف سرنوشت گروه دوم باشد و اين در صورتى تحقق مى پذيرد كه بگوييم گروه نخست در انتظار رحمت; و گروه دوم در انتظار عذاب مى باشند ، نه اين كه بگوييم : گروه نخست به خدا مى نگرد ، گروه دوم در انتظار عذاب كمرشكن مى باشند .
اصولاً آنچه گفته ما را مورد تأكيد قرار داده و نشان مى دهد كه مراد از نظر به خدا; انتظار رحمت اوست ، اين است كه فعل « نَظَرَ » به « وجوه » ( صورت ها و چهره ها ) نسبت داده شده ، نه به « عيون » ، و اگر به راستى مقصود آيه رؤيت حسى باشد ، بايد بفرمايد : « عيونٌ يومئذ ناضرة » نه « وجوهٌ يومئذ ناضرة » .
شاهد گفتار از آيات ديگر
گواه ديگر بر اين كه آيه در مقام تقسيم مردم در روز قيامت به دو گروه « شاداب و منتظر رحمت » و « افسرده و در انديشه عذاب » است ، سلسله آياتى است كه همين مضمون در آنها تكرار شده و در همه آنها به جاى كلمه « عيون » كلمه « وجوه » آورده شده است ، مانند :
1 . « وُجُوهٌ يَوْمَئِذٍ مُسْفِرَةٌ* ضٰاحِكَةٌ مُسْتَبْشِرَةٌ».
2 . «وَ وُجُوهٌ يَوْمَئِذٍ عَلَيْهٰا غَبَرَةٌ* تَرْهَقُهٰا قَتَرَةٌ». 1
« چهره هايى در آن روز گشاده و نورانى است * خندان و مسرور است » ، « و صورت هايى در آن روز غبار آلود است ، و دود و تاريكى آنها را پوشانيده است » .
اين چهار آيه بسان چهار آيه گذشته است . جمله « وُجُوهٌ يَومَئذ مُسْفِرَة » ،