83ب . به سوى خدا مى نگرند ، كنايه از اينكه منتظران رحمت او مى باشند .
تعيين يكى از دو معنى بستگى دارد كه در مفاد آيات چهارگانه دقت شود . اينك به توضيح اين جمله مى پردازيم :
مجموع آيه هاى مرتبط با آيه مورد استدلال ، چهار آيه بيش نيستند و ميان آنها يك نوع تقابل وجود دارد ، يعنى آيه اوّل در مقابل آيه سوم و آيه دوم در مقابل آيه چهارم مى باشد و اگر بخواهيم اين مقابله را به صورت چشمگير نشان بدهيم بايد آيات چهارگانه را چنين تنظيم كنيم :
«وُجُوهٌ يَوْمَئِذٍ نٰاضِرَةٌ» : آيه اوّل مقابل با «وُجُوهٌ يَوْمَئِذٍ بٰاسِرَةٌ» آيه سوم .
«إِلىٰ رَبِّهٰا نٰاظِرَةٌ» آيه دوم مقابل با «تَظُنُّ أَنْ يُفْعَلَ بِهٰا فٰاقِرَةٌ» آيه چهارم .
به حكم تقابل مى توان ابهام هر آيه را به وسيله آيه مقابل آن ، برطرف نمود . اكنون مى گوييم : آيه «إِلىٰ رَبِّهٰا نٰاظِرَةٌ» از نظر اشاعره ، به معنى نگاه كردن به پروردگار است ، در حالى كه از نظر عدليه به معنى در انتظار رحمت نشستن است . حال كدام يك از اين دو معنى مقصود است ؟ كليد آن ، آيه چهارم يعنى « تَظُنُّ أَنْ يَفْعلَ بِها فاقِرَة » مى باشد ، چون معنى آن واضح است و آشكارا مى رساند كه چهره هاى گرفته در انتظار عذاب كمرشكن هستند ، طبعاً مقصود از جمله مقابل ، معنى ضدّ آن است و اين كه در انتظار رحمت او مى باشند ، و حاصل مفاد چهار آيه اين مى شود كه :
در روز رستاخيز مردم بر دو دسته اند :
1 . چهره هاى شاد و شكفته .
2 . چهره هاى غمگين و گرفته .
نتيجه آن كه گروه نخست در انتظار پاداش و رحمت ، و گروه دوم در انتظار كيفر و عذاب هستند . اگر آيه مورد استدلال را به گونه اى كه اشاعره مى گويند تفسير كنيم ، تقابل دو آيه به هم مى خورد و انسجام آنها از بين مى رود و نتيجه اين