82
رَبَّنٰا لَقَدِ اسْتَكْبَرُوا فِي أَنْفُسِهِمْ وَ عَتَوْا عُتُوًّا كَبِيراً». 1
« كسانى كه به روز رستاخيز ايمان ندارند ، گفتند : چرا فرشتگان براى ما فرود نمى آيند و يا خداى خود را نمى بينيم . آنان در باطن تكبر ورزيدند و راه طغيان و عناد را پيش گرفتند » .
چنين برخوردى با طرح مسأله رؤيت ، حاكى از آن است كه ذات اقدس الهى فراتر از آن است كه در نقطه اى قرار بگيرد و چشمان ما او را به سان ماه شب چهارده ببيند . اگر واقعاً رؤيت خدا حتى در آخرت امكان پذير بود ، نبايد چنين برخورد تندى انجام بگيرد ، بلكه بايد در پاسخ گفته شود : اين درخواست شما در اين جهان عملى نيست ، و در جهان ديگر او را مانند ماه شب چهاردهم خواهيد ديد .
دليل قائلان به رؤيت
مهمترين دستاويز قائلان به رؤيت اين آيه مباركه است :
«وُجُوهٌ يَوْمَئِذٍ نٰاضِرَةٌ* إِلىٰ رَبِّهٰا نٰاظِرَةٌ* وَ وُجُوهٌ يَوْمَئِذٍ بٰاسِرَةٌ* تَظُنُّ أَنْ يُفْعَلَ بِهٰا فٰاقِرَةٌ». 2
« چهره هايى خرم و شادابند * به سوى پروردگار خود مى نگرند * و چهره هايى در آن روز گرفته اند * گمان دارند كه عذاب كمرشكن در كمين آنهاست » .
قائلان به جواز رؤيت جمله « إِلى ربّها ناظِرَة » « به سوى خدايشان مى نگرند » ، دليل بر رؤيت خدا در آخرت گرفته اند . اكنون بايد ديد مقصود از اين جمله چيست ؟ در اينجا دو احتمال وجود دارد :
الف . به سوى خدا با اين ديدگان حسّى مى نگرند .