71و لهو و لعب بود ، نه تنها كارى براى مسلمين انجام نداد ، بلكه عده اى از شيعيان بغداد به دست پسرش « ابوبكر » به خاك و خون كشيده شدند و اموال آنان به غارت رفت . محدّث قمى مى نويسد :
« چون مستعصم آخرين خليفه عباسى بر سرير سلطنت مستقر شد ، تدبير مملكت را با وزير خويش مؤيدالدين علقمى قمى واگذاشت و خود مشغول كبوتر بازى و لهو و لعب و لذّت شد ، و هم در آن ايّام پسر مستعصم « ابوبكر » محلّه « كرخ بغداد » را كه مسكن شيعيان بود ، غارت كرد و جماعتى بسيار از سادات را اسير كرد » . 1
زمانى كه هلاكو خان از همدان پيامى براى خليفه فرستاد كه اگر از حكومت ايلخانى پوزش طلبد و سازش كند ، ممكن است از آمدن به بغداد خوددارى كنم . خليفه از عهده اين سياست برنيامد و دائم با جواب هاى سست و تهديدات واهى به مغول سر خود را گرم كرده و مغول را به شوخى گرفته بود و زمانى از خواب خرگوشى بيدار شد كه دير شده بود . در وقايع بغداد ذكر كرده اند زمانى كه هلاكوخان خليفه را احضار كرد و ذخاير و گنج هاى مخفى را از او طلب نمود ، خان مغول به خليفه گفت چرا به فكر ملت خود نبودى و با اين اموال سلاح تهيه نكردى تا نگذارى ما از رود جيحون عبور كنيم ؟ و چرا ملت هاى مسلمان ديگر را كه مى كشتيم ، به كمك آنان نيامدى ؟ 2
خدمات فرهنگى خواجه
خواجه از هر نوع خدمت نظامى براى اسلام مأيوس بود ، ولى مى دانست از