121« رسول خدا راست گفت ، اى ابى ذر تنها راه مى روى ، تنها مى ميرى و تنها محشور مى شوى » . 1
4. عمار را گروه ستمگر مى كشد
عمار ياسر ، جوان نيرومند اسلام چند قطعه سنگ را بر روى هم مى گذارد و براى ساختمان مسجد حمل مى نمود و گروهى از سادگى و اخلاص وى استفاده كرده بيش از مقدار تحمل وى ، سنگ بر او حمل مى نمودند . او مى گفت من يكى از سنگ ها را براى خود و ديگرى را به نيت پيامبر حمل مى نمايم ، روزى پيامبر او را زير بار گران در حالى كه سه قطعه سنگ بر او حمل كرده بودند ديد . عمار سخن به گله گشود و گفت : اين گروه مرا با اين بار گران كشتند ، آنان خود سنگ ها را يك يك مى آورند ، ولى سه تا سه تا بر دوش من حمل مى كنند . پيامبر ( صلَّى اللّه عليه و آله و سلَّم ) دست او را گرفت گرد و غبارى كه بر پشت او بود پاك كرد و اين جمله تاريخى را گفت : « آنان قاتل تو نيستند ، تو را گروه ستمگر خواهد كشت در حالى كه تو آنان را به سوى حق و حقيقت دعوت مى نمايى » . 2
اين خبر غيبى يكى از دلايل نبوت و راستگويى پيامبر است و آن چنان كه گزارش داده بود همان طور نيز اتفاق افتاد . زيرا سرانجام « عمار » در سن نود سالگى در جنگ « صفين » در ركاب اميرمؤمنان ( عليه السَّلام ) به دست هواداران « معاويه » كشته شد . اين خبر غيبى در حال حيات عمار اثر عجيبى بر او گذارده بود و مسلمانان پس از اين جريان « عمار » را محور حق دانسته ، حقانيت هر صنفى را به وسيله پيوستن او تشخيص مى دادند .
وقتى « عمار » در ميدان جنگ كشته شد ، ولوله عجيبى در صف شاميان