283
«شايد فرق امامت با نبوت پيامبرانِ غير اولى العزم اين است كه امامان، جانشينان پيامبرند. احكام را به عنوان نايب پيامبر بيان مىكنند، ولى آن پيامبران هر چند تابعان شريعت پيامبران پيشاند، ولى بهطور مستقيم از جانب خدا برانگيخته شدهاند، چه بسا نيابت از پيامبر صلى الله عليه و آله مىتواند اشرف از كسانى باشد كه بهطور مستقيم مبعوث گرديدهاند.»
سپس جملهاى را كه وى نقل كرده، يادآور شده ولى در ذيل مىگويد: «و لا يصل عقولنا إلى فرق بيّن بين النبوة و الإمامة».
با اين بيان چگونه مىگويد شيعيان فرق زيادى ميان پيامبران و امامان قائل نيستند؛ چه فرقى روشنتر از اين كه در نبوت واسطه نيست ولى در امامت واسطه هست.
در پايان يادآور مىشويم: گرد آورندۀ سؤالات چون دستش از بحثهاى قرآنى و كلامى كوتاه است و مقام امامت را يك منصب انتخابى از سوى مردم مىشمارد، نمىتواند تصور كند كه مقام امامت - احياناً - بالاتر از مقام نبوت و رسالت باشد، در حالى كه واقعيت غير اين است. ابراهيم خليل پس از طى مقام نبوت و رسالت و خلّت (دوستى) ، در پايان عمر به مقام امامت رسيد و خطاب آمد: إِنِّي جٰاعِلُكَ لِلنّٰاسِ إِمٰاماً ، و اگر در روايات مقام امامت از نظر شرف، مانند نبوت يا برتر از آن معرفى شده، به خاطر اين آيۀ مباركه است كه امامت براى ابراهيم خليل پس از نبوت واگذار شد و بسيار دور از فهم قرآنى است كه امامت را در اين آيه به معناى نبوّت بگيريم؛ زيرا در اين آيه، خليل الرحمان مقام امامت را براى ذرّيّۀ خود مىطلبد و مىگويد: قٰالَ وَ مِنْ ذُرِّيَّتِي قٰالَ