228
ثانياً: همچنانكه بارها در پاسخ پرسشهايى يادآور شديم، اين تهمتى است به شيعه؛ چرا كه ما هرگز عقيده به ارتداد صحابه نداريم و بارها گفتهايم قريب به دويست نفر از صحابه پيشگامان تشيع بودند و گروهى نيز ناشناختهاند و كسى دربارۀ آنها داورى نكرده است. اگر روايتى هم در اين مورد وارد شده، خبر واحد و متشابه است.
تهيه كننده يا تنظيم كنندگان كتاب حاضر، طبق عادت خود در اغلب موارد، باز هم مدرك و شاهدى بر اين تهمت ارئه نكردهاند و فقط به تكرار يك دروغ مىپردازند تا آن را جا بيندازد.
در اينجا نيز خاطر نشان مىكنيم كه در مجموع صحاح شما، بيش از 10 روايت بر ارتداد صحابه وارد شده كه حتى اين جمله را نقل مىكند:
وقتى كه پيامبر مىبيند اجازۀ ورود به حوض را به آنها نمىدهد و مىگويد:
«أُصَيْحَابِي أُصَيْحَابِي[أَصْحَابِي أَصْحَابِي]» پاسخ مىآيد:
«إِنَّكَ لاَ تَدْرِي مَا أَحْدَثُوا بَعْدَكَ، إِنَّهُمُ ارْتَدُّوا عَلىٰ أَدْبٰارِهِمْ الْقَهْقَرَى».
دربارۀ اين روايات به كتاب «جامع الاصول» ابن اثير كه مجموع صحاح را يك جا گرد آورده، مراجعه كنيد. گفتنى است، در مقدمه به آنها اشاره كردهايم.
اگر آيات الهى را، كه در مدح و ثناى كلى و عام براى صحابه و ديگران وارد شده، مىپذيريد و سند قرار مىدهيد، بايد آياتى را كه در نقد و مذمّت كارهاى برخى از صحابه وارد شده است، نيز بپذيريد و ما براى اختصار مىگوييم. 1
تنها كافى است آيات سوره توبه و يا آيۀ دهم سورۀ جمعه را مطالعه فرماييد.