154
ب) رواياتى كه او ادعايش را بر آنها مستند ساخته، حاكى از كم يا زياد شدن آيات قرآن نيست، بلكه نوعى تفسير و اشاره به مصداق بارز آيات است و اين اشتباه اختصاص به ايشان ندارد. آنان كه با لسان روايات اهل بيت عليهم السلام آشنا نيستند، اين تفاسير را جزئى از آيات دانستهاند، در حالى كه اين روايات ربطى به جملات و كلمات قرآن ندارد و تنها تفسير آيات است.
اكنون به رواياتى كه تمسك جسته اشاره مىشود:
1 . مىگويد: در اصول كافى، در تفسير آيۀ ذرّ آمده است:
« ...وَ أَشْهَدَهُمْ عَلىٰ أَنْفُسِهِمْ أَ لَسْتُ بِرَبِّكُمْ وَ أَنَّ مُحَمَّداً رَسُولِي وَ أَنَّ عَلِيّاً أَمِيرُ الْمُؤْمِنِيى».
پاسخ:
اين حديث، به فرض صحت، در صدد بيان آن نيست كه اين كلمات جزء آيه است، بلكه مىخواهد بگويد در «عالم ذرّ» از چيزهايى كه از انسان پيمان گرفته شده، رسالت پيامبر صلى الله عليه و آله و وصايت على عليه السلام است.
بهترين شاهد اين است كه پس از آيه مىگويد:
«وَ أَنَّ مُحَمَّداً رَسُولِي وَ أَنَّ عَلِيّاً أَمِيرُ الْمُؤْمِنِين». و اين نوع تفسير، بيان مصداق است نه بيان اجزاى آيه، و جمله بهگونهاى است كه اصلاً در دل آيه نمىگنجد.
2 . در حديثى، آيۀ مربوط به پيامبر چنين آمده است:
«و أَنَّ الَّذِينَ آمَنُوا بِهِ - يعنى بالإمام - وَ عَزَّرُوهُ وَ نَصَرُوهُ...».
پاسخ:
اگر كسى حديث را از اول تا آخر مطالعه كند، به يقين مىرسد پيامبر