96واسطه بودن اسباب و انجام خيرات بهدست خداست و مقصود توجه دادن به اين مطلب است كه اگر نعمت بر دست مخلوقات جارى مىشود ا زجانب خداوند و بهوسيلۀ اوست. و معنى چنين است: اگر مىخواهى از يكى از خلق كمك بگيرى و چارهاى جز اين ندارى، همۀ اعتماد خود را بر خداوند و تنها بر او قرار ده و اسباب، مانع ديدن مسبب نگردد و مانند كسانى نباش كه ظاهر ارتباط بين اشيا را كه برخى بر ديگرى مترتب هستند مىبينند و از مرتبطكنندۀ آن غافل هستند.
هنگام درخواست، از خدا طلب كن
اما در مورد اين روايت:
«إذا سألت فأسأل اللّٰه». در اين روايت هيچ دليلى براى منع درخواست و توسل وجود ندارد و نمىتوان بدان تمسك جست و كسانى كه از ظاهر حديث اين مطلب را بهطور مطلق استنباط كردهاند راه را اشتباه رفتهاند و خود را به غلط انداختهاند چرا كه كسى كه انبيا و صالحان را وسيله قرار دهد، خير را از جانب خدا جلب نموده و شر را دفع نموده است؛ بنابراين او سائل خداوند است كه طلب گشايش يا دفع ضررى را مىكند و اين امر را با توسل به او انجام مىدهد و در اين كار از اسبابى كه خداوند امر كرده كه از آن طريق به وجود و فضل الهى دست يابند، استفاده كرده، از اسباب سؤال نكرده؛ بلكه از