64برنمىخيزد تا ندا داده شود كه سر بردار و شفاعت كن كه پذيرفته مىشود.
بنابراين در اين مورد، اجماع انبيا، مرسلين، مؤمنين و تأييد الهى است كه استغاثۀ به بزرگان مقرّب، در شدائد از بزرگترين كليدهاى گشايش و از اسباب رضايت پروردگار جهانيان است.
شوكانى در مورد روايت مرد نابينايى كه نزد پيامبر آمد - و ذكر آن گذشت - مىگويد مردم در اين زمينه دو قول دارند:
اول: اينكه توسل، آن چيزى است كه عمر بن خطاب ذكر كرده است و گفته كه هنگامى كه خشكسالى مىشد، ما بهواسطۀ پيامبر صلى الله عليه و آله به خدا توسل مىجستيم و الان بهوسيلۀ عموى پيامبر صلى الله عليه و آله توسل مىجوييم. اين روايت در صحيح بخارى و كتب ديگر آمده است. عمر نقل نموده كه آنها به پيامبر صلى الله عليه و آله در زمان حياتش جهت طلب باران توسل مىجستند و پس از وفات پيامبر صلى الله عليه و آله به عمويش جهت استسقا، متوسل مىشدند بدين معنى كه او دعا كند و آنها هم به همراه او دعا كنند و بدينگونه او وسيلۀ آنها نزد خدا باشد و در اين زمينه پيامبر شافع و دعاكننده مىباشد.
دوم: اينكه توسل به حضرت در زمان حيات و پس از وفات و در حال حضور و غيبت حضرت مىباشد.
توسل در زمان حيات حضرت كه ثابت و غيرقابل انكار