236اضرب صدرى) مع النساء و اضرب وجهى».
نيز در همين كتاب است كه:
بعد از وفات رسول اللّٰه صلى الله عليه و آله و سلم ابوبكر و عمر رفتند نزد امّ ايمن، امّ ايمن گريه كرد، ابوبكر و عمر نيز با او گريه كردند.
اذان بلال
همچنين در اين كتاب آمده است: 1
بلال مؤذن رسول اللّٰه صلى الله عليه و آله و سلم بعد از وفات آن حضرت اذان نگفت، ابوبكر هر چه اصرار كرد كه اذان بگويد قبول نكرد و به شام رفت. شبى رسول اللّٰه صلى الله عليه و آله و سلم را در خواب ديد، حضرت به او فرمود: اى بلال به ما جفا كردى و از جوار ما خارج شدى، بيا به زيارت ما، بلال بيدار شد و به مدينه آمد و آن در زمانى بود كه فاطمه عليها السلام از دنيا رفته بود، مردم خبر وفات حضرت زهرا عليها السلام را به او دادند، بلال با شنيدن خبر رحلت فاطمه عليها السلام صيحهاى كشيد و گفت: چه زود پارۀ تن رسول اللّٰه صلى الله عليه و آله و سلم به رسول اللّٰه صلى الله عليه و آله و سلم ملحق شد، بعد مردم به بلال گفتند، برو بالاى مأذنه و اذان بگو، گفت:
بعد از رسول اللّٰه صلى الله عليه و آله و سلم اذان نمىگويم، مردم اصرار كردند، رفت بالاى مأذنه و مردم از پير و جوان، زن و مرد جمع شدند و گفتند: بلال مؤذن رسول اللّٰه صلى الله عليه و آله و سلم مىخواهد اذان بگويد، وقتى صداى بلال بلند شد و