110گفتم: صحيح بخارى را قبول دارى و تمام روايات او را صحيح مىدانى؟ گفت: بلى ما صحيح بخارى را بعد از قرآن صحيحترين كتابها مىدانيم و همۀ روايات آن درست و صحيح است.
گفتم: به صحيح بخارى مراجعه كن، هفت روايت نقل كرده مبنى بر اينكه رسول اللّٰه صلى الله عليه و آله و سلم در همان بيمارى كه از دنيا رفت، به عدّهاى كه دور بسترش جمع بودند فرمود: كاغذ بياوريد تا چيزى بنويسم كه بعد از آن گمراه نشويد، يك نفر از حاضرين گفت: درد بر رسول اللّٰهغلبه كرده است و قرآن براى ما كفايت مىكند و اين حرف سبب شد بين حاضرين اختلاف و نزاع بوجود آمد و سرانجام رسول اللّٰه صلى الله عليه و آله و سلم فرمود: برخيزيد برويد و نامه نوشته نشد، گفتم: آيا حاضر هستى اين شخص را كه در اين روايات معرفى و نام برده شده شناسايى و از او تبرّى جويى؟ آيا طبق اين روايات سبب ضلالت جمعى از مسلمانان همان شخص نشد؟ آيا رسول اللّٰه صلى الله عليه و آله و سلم در صدد نبود چيزى بنويسد كه امتش در ضلالت و گمراهى نيفتند؟ او ساكت ماند و حرفى نزد، گفتم: برو كتاب صحيح بخارى را مطالعه كن تا بر تو معلوم شود منشأ ضلالت چه كسى بوده است. آيا مرحوم كلينى يا مرحوم مجلسى يا ديگر علماى شيعه هستند يا آن كسى است كه شما به او دل بستهايد. گفت: رسول اللّٰه صلى الله عليه و آله و سلم مىتوانست بعد از رفتن آن عدّه، كاغذ بطلبد و نامه را بنويسد چرا چنين نكرد؟
گفتم: آن كس كه گفت: درد بر رسول اللّٰه صلى الله عليه و آله و سلم غلبه كرده و مانع نوشتن نامه شد، بذر شبهه را پاشيد و بر فرض كه