109پنجم اينكه: حرف عمر و سر و صداها پس از آن، چنان رسول اللّٰه صلى الله عليه و آله و سلم را با آن حال بيمارى، ناراحت كرد كه فرمود: از نزد من برويد و آنان را طرد كرد، «قُومُوا عنّى» .
ششم اينكه: ابن عباس كه خود حاضر و ناظر ماجرا بود و از سويى اهميّت آن نوشته را مىدانست و مىفهميد شديداً از وضع پيش آمده گريه مىكند و از حوادث تلخ و تأسف بارى كه بعدها دامن گير اسلام و مسلمانان مىشود ناراحت است و تصريح مىكند كه همۀ گرفتاريها، همۀ مصيبتها از حائل شدن بين رسول اللّٰه صلى الله عليه و آله و سلم و نوشتن آن حضرت بوجود آمد.
بنابراين به نظر مىرسد، سرچشمۀ همۀ اختلافات و خصومتها، كه بين مسلمانان رخ داد از همينجا سرچشمه گرفته است.
به اين مناظره توجه فرماييد
روزى يك نفر از سلفىها بطور اهانتآميزى خطاب به اين جانب گفت: همۀ شما در ضلالت و گمراهى هستيد و تقصير با علما و بالخصوص شيخ كلينى صاحب اصول كافى و مجلسى صاحب بحار است.
گفتم: از رحمت خدا دور باد كسى كه باعث ضلالت و گمراهى مسلمانان شد. بعد گفتم: تو حاضرى كسى را كه سبب ضلالت و گمراهى مسلمانان شد بشناسى و از او بيزارى بجويى؟
گفت: البته كه حاضرم.