213به منظور حفظ جان و جلوگيرى از خسارتهاى مادّى و معنوى، در زمان پيامبر نيز، تحقّق داشته و مورد پذيرش اسلام بوده است.
تقيّه از نظر شيعه
از آنجا كه حكومتهاى ستمگر بنى اميه و بنى عباس در طول تاريخ، با شيعيان سر ستيز داشته و كمر به كشتار آنان بسته بودند، 1 آنان به فرمان قرآن تقيّه نموده و عقايد راستين خويش را كتمان كردند و بدينسان، جان خود و ديگر برادران مسلمان خويش را در آن شرايط دشوار، نجات دادند.
روشن است كه در آن فضاى آكنده از اختناق و استبداد، راه رهايى ديگرى، از طوفان ستمى كه شيعه را به نابودى تهديد مىنمود، تصوّر نمىشد.
و لذا در صورتى كه پادشاهان ستمگر و دستنشاندگان آنان، با شيعيان دشمنى نمىورزيدند و كشتار بىرحمانۀ آنان را سرلوحۀ حكومت خويش قرار نمىدادند، دليلى براى تقيّۀ شيعه وجود نداشت.
لازم به تذكّر است كه تقيه به گروه شيعه اختصاص ندارد، بلكه ديگر مسلمانان نيز، در برابر دشمن خونريزى كه با همۀ مذاهب اسلامى مخالف است (مانند خوارج و حكومتهاى ظالم كه به هر كار حرامى دست مىزنند) در صورتى كه توان مقابله با آنان را نداشته باشند، به سپر تقيّه پناهنده مىشوند و اعتقاد درونى خويش را به منظور حفظ جان، پنهان نگاه مىدارند.
بر اين اساس، اگر همۀ اعضاى جامعۀ اسلامى در مذاهب فقهى خويش با هم تفاهم داشته باشند و با وحدت و هماهنگى زندگى نمايند،