122با در نظر گرفتن اينگونه رفتارها و اقدامها از پيامبر صلى الله عليه و آله شكى نيست كه وى از آغاز بعثت، درصدد تشكيل يك حكومت نيرومند بوده تا در پرتو آن، احكام جهانشمول اسلام، در تمام زواياى زندگانى جوامع بشرى، تحقّق يابد.
آيا كارهايى از قبيل پيمان بستن با گروهها و قبايل متنفّذ، بنيانگذارى ارتشى نيرومند، اعزام سفير به كشورهاى مختلف، هشدار دادن به پادشاهان و فرمانروايان و مكاتبه با آنان، و گسيل داشتن استانداران و فرمانداران به شهرها و بخشهاى دورو نزديك و امثال اين كارها، جز «سياست» - به معناى تدبير و ادارۀ شؤون جامعه - نام ديگرى دارد؟
گذشته از سيرۀ پيامبر، رفتار خلفاى راشدين براى مسلمانان و بخصوص روش امير مؤمنان علىّ بن ابى طالب عليه السلام براى هر دو گروه شيعه و سنى، در زمان خلافت و حكومت خويش نيز، بر «هماهنگى دين با سياست» گواهى مىدهد.
دانشمندان هر دو گروه اسلامى، دلايل گستردهاى از كتاب و سنّت بر لزوم حكومت و مديريّت امور جامعه، اقامه كردهاند كه به عنوان نمونه، برخى از آنها را يادآور مىشويم:
ابو الحسن ماوردى در كتاب خود «احكام سلطانيّه» مىگويد:
«الامامة موضوعة لخلافة النبوّة فى حراسة الدّين و سياسة الدّنيا، و عقدها لمن يقوم بها فى الامَّةِ واجبٌ بالإجماع». 1
- امامت و حكومت، به منظور جانشينى و پىگيرى نبوت، قرار داده شده است، تا موجب پاسدارى از دين و سياست و تدبير امور دنيا گردد، و برقرارى حكومت براى كسى كه آن را برپا مىدارد، به اتفاق و اجماع مسلمانان، واجب است.