102كه به عنوان ناسخ پنداشته شده، مكى است (يعنى در مكۀ مكرمه، پيش از آن كه پيامبر گرامى به مدينه مهاجرت نمايد، نازل گرديده است) و سورۀ نساء كه آيۀ متعه را دربردارد، مدنى است (بدين معنا كه در شهر مدينه، بعد از هجرت پيامبر فرو فرستاده شده است).
اينك مىپرسيم آيۀ واقع در سورۀ مكى چگونه مىتواند ناسخ آيهاى باشد كه در سورۀ مدنى است؟
دليل روشن ديگرى كه بر نسخ نشدن آيۀ متعه در زمان پيامبر گواهى مىدهد، همان روايات فراوانى است كه نسخ شدن آن را در زمان رسول خدا انكار مىكنند، نظير روايتى كه جلال الدين سيوطى در «در المنثور» نقل نمود و شرح آن گذشت. 1
در پايان اين نكته يادآور مىشويم كه امامان اهل بيت كه به حكم حديث ثقلين، موجب هدايت امت و قرين جدايىناپذير قرآنند، به مشروع بودن و نسخ نشدن ازدواج متعه، تصريح نمودهاند. 2
و اين كه اسلام، در هر زمانى توانايى حل مشكلات جوامع بشرى را دارد نيز، مشروعيت چنين نكاحى را با رعايت شرايط ياد شده، تأييد مىنمايد؛ زيرا امروزه يكى از روشهاى نجات جوانان از منجلاب فساد و تباهى، همان ازدواج موقت در چهارچوب شرايط خاص مىباشد.