87ترتيب صفات سلبيه به تنزيه و تقديس ذات خداوند از صفات نقص باز مىگردد، خواه صفات ذاتيه باشد و خواه صفات فعليه. و در مقابل «تنزيه»، «تشبيه» قرار دارد، يعنى اثبات صفاتى براى خداوند كه به موجودات امكانى و مخلوقات اختصاص دارد. در تاريخ اديان و مذاهب كسانى بودهاند كه در مورد صفات الهى از مسير حق منحرف گرديده و به تشبيه گراييدهاند.
تشبيه گرايى در جهان اسلام نيز پديد آمده است، چنان كه در كتب ملل و نحل از مجسّمه و مشبّهه به عنوان فرقه هايى ياد شده است. تشبيه گرايى اگر چه در همهى صفات خداوند يافت مىشود، ولى در مورد آن دسته از صفات كه در آيات متشابه مطرح شده است، بيشتر رواج يافته است. عدهاى از مسلمانان با استناد به ظواهر آياتى چون: «يَدُ اللّٰهِ فَوْقَ أَيْدِيهِمْ » ، «اَلرَّحْمٰنُ عَلَى الْعَرْشِ اسْتَوىٰ » ، «جٰاءَ رَبُّكَ » و «كُلُّ شَيْءٍ هٰالِكٌ إِلاّٰ وَجْهَهُ » ، به جسم بودن خداوند قايل شده و براى او اعضايى چون دست، پا و صورت و صفاتى چون قدم زدن و نشستن اثبات كردهاند.
شيعه - به پيروى از اهل بيت عليهم السلام - معتقد به تنزيه و ابطال تجسيم و تشبيه است. به اعتقاد شيعهى اماميه با دقت در آيات ياد شده و نظاير آنها مىتوان به مفاد حقيقى آنها پى برد. كلمۀ «يد» كنايه از قدرت خداوند است و مقصود اين است كه قدرت الهى برترين قدرتها است. مقصود از «وجه» ذات الهى است، يعنى همهى چيز در معرض فنا و زوال است، جز ذات خداوند متعال. استواء بر