114طول تاريخ شيعه، هيچ گاه كتابى در زمينۀ عقايد و احكام بر اساس تقيه نوشته نشده است، بلكه علماى شيعه در سختترين شرايط نيز عقيدۀ خويش را اظهار داشتهاند. البته ممكن است در ميان آنان پيرامون اصل يا مسألهاى خاص اختلاف نظر وجود داشته باشد، ولى هرگز در طول تاريخ يك بار هم اتفاق نيفتاده كه دانشمندان شيعه رساله يا كتابى را - به بهانۀ تقيه - بر خلاف آرا و عقايد مسلّم اين مذهب بنويسند.
در اينجا، به كسانى كه فهم و هضم تقيه براى آنان سنگين بوده و تحت تأثير تبليغات سوء دشمنان شيعه قرار دارند، اكيداً توصيه مىكنيم كه يك دوره تاريخ شيعه را در عهد امويان و عباسيان، و حتى عثمانيها در تركيه و شامات، مطالعه كنند تا بدانند كه اين گروه براى دفاع از عقيده و پيروى از اهل بيت عليهم السلام چه بهاى گزافى را پرداختهاند، چه قربانيهايى داده، و چه مصايب تلخى را تحمل كردهاند، تا آنجا كه حتى از خانه و كاشانه خود به كوهها پناه بردهاند.
شيعيان، با وجود رعايت تقيه، چنين وضعى داشتند، حال اگر اين اصل را رعايت نمىكردند چه وضعى پيش مىآمد؟! و براستى آيا در آن صورت اثرى از تشيع در جهان باقى مىماند؟!
اصولاً بايد توجه داشت كه، اگر نكوهشى در تقيّه هست در اصل متوجه مسبّبان آن است. كسانى مستوجب نكوهشند كه به جاى اجراى عدل و رأفت اسلامى، سختترين و كشندهترين اختناقهاى سياسى و مذهبى را بر پيروان عترت نبوى عليهم السلام تحميل مىكردند و