86
دلايل بيعت نكردن امت اسلام و صحابه با على(ع) بعد از وفات پيامبر
پرسش: اگر وصى بودن و ولايت على عليه السلام صحت و عموميت دارد چرا امت اسلام و مخصوصاً اصحاب پيامبر بعد از وفات ايشان، از بيعت با امام على عليه السلام امتناع نموده و با ديگرى بيعت كردند؟
پاسخ: حضرت موسى كليم اللّٰه به صراحت و روشنى، برادرش جناب هارون را خليفه و جانشين خود قرار داد. ايشان بنىاسرائيل را كه بيش از هفتاد هزار نفر بودند جمع نموده و به آنها تأكيد كرد كه هارون جانشين و خليفه من است و همگى بايستى امر او را اطاعت كنيد. وقتى كه ايشان براى مدت كوتاهى به كوه طور به ميهمانى پروردگار رفت، تكليف مردم كاملاً مشخص شده بود و بايد در اين ايام از هارون تبعيت مىكردند. هنوز مدت يك ماه از غيبت موسى سپرى نشده بود كه فتنه سامرى برپا شد و بين مردم اختلاف پيش آمد. پس از آنكه سامرى، گوسالۀ طلا را به آنها نشان داد، بنىاسرائيل دسته دسته هارون، خليفه مسلّم خود را كه از جانب موسى تعيين شده بود، رها نموده و در اطراف سامرى اردو زدند. در مدت كوتاهى، هفتاد هزار نفر از همان قوم بنىاسرائيل كه خلافت هارون را با گوش خود از حضرت موسى شنيده بودند و وجوب اطاعت هارون برايشان بديهى بود، هارون را رها كرده و گرفتار دسيسه سامرى گوساله پرست شدند. حتى وقتى كه هارون آنها را منع كرد، در صدد قتل وى بر آمدند. آن قدر هارون اذيت شد كه در برگشت از كوه طور، نزد موسى رفت و شكايت و درد دل نمود. اين شكايت در قرآن مجيد چنين آمده است: إِنَّ الْقَوْمَ اسْتَضْعَفُونِي وَ كٰادُوا يَقْتُلُونَنِي ؛ اين قوم مرا خوار و ضعيف ساختند و مىخواستند مرا به قتل برسانند 1».
آيا مىتوان تمرد قوم بنىاسرائيل از هارون، و روى نمودن آنها به گوساله پرستى را دليل بر بطلان خلافت هارون و در نتيجه بر حق بودن سامرى دانست؟ آيا مىتوان