182ممانعت آنها از آوردن دوات و كاغذ خود دليل آن است كه پيغمبر مىخواسته مساله خلافت را تعيين كند. به دليل آنكه سياستمداران مىدانستهاند كه خودشان خليفه نخواهند بود؛ لذا از آن جلوگيرى نمودند تا تمامى راهها در آينده مسدود نشود، وگرنه هيچ انسان قسى القلبى از برآورده كردن آخرين خواسته محتضر در حال مرگ - آن هم وجود مبارك خاتم النبيين - جلوگيرى نمىكند.
به هر حال همه اينها، توجيهات عدهاى متعصب است كه براى مبرا نمودن عمر به هر قيمتى - حتى به قيمت توهين به پيامبر - بيان مىكنند و چشمان خويش را به راحتى و عمداً مىبندند. در غير اين صورت، وقتى ابوبكر در بستر بيمارى بود و وصيت خود را مىنوشت، چرا عمر به او نگفت كه: هذيان ننويس اى مرد، قرآن و كتاب خدا ما را بس است!!؟