166خال المؤمنين براى معاويه، نبايد ارزشى محسوب شود.
از طرف ديگر، كاتب وحى بودن معاويه در هيچ كجاى تاريخ نيامده است. بديهى است، معاويهاى كه در سال دهم هجرت، اسلام آورده كه فقط دو - سه سال به پايان دوران وحى باقى مانده بود، نمىتواند كاتب وحى باشد. آنچه كه تاريخ نشان مىدهد اين است كه، معاويه فقط كاتب مراسلات بوده است.
بعد از اينكه در سال هشتم هجرى و در جريان فتح مكه پدرش ابوسفيان مسلمان شد، معاويه نامههاى فراوانى براى پدرش نوشت و او را سرزنش مىكرد كه چرا اسلام آوردهاى؟ او همواره پيامبر خدا صلى الله عليه و آله را آزار و اذيت مىنمود و به ايشان ناسزا مىگفت. تا اينكه در سال دهم هجرت بر اثر بسط اسلام به جزيره العرب و ماوراى آن، ناگزير اسلام آورد و مسلمان شد. او به دليل سوابق تيره و تارش در بين مسلمانان، انگشت نما و سرافكنده بود. عباس - عموى بزرگوار پيامبر - از آن حضرت تقاضا نمود كه مسئوليتى به معاويه واگذار نمايد تا از سرافكندگى و خجالت بيرون آيد. آن حضرت هم براى اجابت تقاضاى عموى خويش، او را كاتب مراسلات خود نمود. همانطور كه مسلم در صحيح خود مىگويد: «معاويه نويسنده حضور پيغمبر بود» 1 و مداينى نيز مىگويد: «زيد بن ثابت كاتب وحى، و معاويه نويسنده بين آن حضرت و عرب بوده است.» 2
مفسرين و علماى اهل سنت، نظير: امام ثعلبى و امام فخر رازى آوردهاند كه پيامبر خدا در عالم رؤيا ديد بنىاميه مانند بوزينگان از منبر آن حضرت بالا و پايين مىروند.
جبرئيل اين آيه شريفه را آورد: وَ مٰا جَعَلْنَا الرُّؤْيَا الَّتِي أَرَيْنٰاكَ إِلاّٰ فِتْنَةً لِلنّٰاسِ وَ الشَّجَرَةَ الْمَلْعُونَةَ فِي الْقُرْآنِ وَ نُخَوِّفُهُمْ فَمٰا يَزِيدُهُمْ إِلاّٰ طُغْيٰاناً كَبِيراً ؛ «آنچه كه در خواب به تو نشان داديم فتنه و امتحان براى اين مردم مىباشد، و درختى است كه در قرآن از آن به لعن ياد شده - شجره بنىاميه - و ما به ذكر آيات عظيم، آنها را از خدا