94سند صحيح بوده و خدشهاى در راويان آن نيست 1».
4) ابوالحسن بن المغازلى شافعى (م483 ه .) در پى نقل حديث مىنويسد: «اين حديث، حديث صحيحى است از پيامبر خدا و نزديك به صد تن از جمله عشرهى مبشّره آن را روايت كردهاند و هيچ اشكالى در آن نبوده و اين فضيلت على منحصر به فرد بوده و هيچكس با او شريك نمىباشد 2».
5) ابن حجر عسقلانى (م852 ه . ) حديث غدير را در چند جاى «تهذيب التهذيب» و به چند طريق روايت كرده و در فتح البارى گويد: «حديث من كنت مولاه فعليّ مولاه را ترمذى و نسائى اخراج نموده و آن را طرق بسيار زيادى است كه ابن عقده آنرا در يك كتاب گرد آورده و بسيارى از اسانيد آن صحيح و حسن است 3».
6) ابن حجر هيثمى شافعى در «الصواعق المحرقة» مىنويسد: «اين حديث كه در آن ترديد راه نمىيابد را جماعتى همچون ترمذى، نسائى، احمد بن حنبل آورده و طرق آن بسيار مىباشد به طورى كه شانزده صحابى آن را روايت كرده... و بسيارى از اين اسانيد صحيح و حسن است 4». در جاى ديگر گويد«اين حديث را سى تن از صحابهى پيامبر روايت كردهاند 5».
در اينجا شايسته است پيرامون مؤلفات تنى چند از عالمان اهل سنت دربارهى حديث غدير گفتارى بياوريم.
ابتدا لازم است از محمد بن جرير طبرى (م 310 ه . ) ياد شود كه كتاب «الولاية» را در طرق حديث غدير به رشتهى نگارش درآورده و در آن حديث غدير را به بيش از هفتاد طريق روايت كرده است.
حموى در «معجم الادباء» در شرح حال طبرى از كتاب «فضائل على بن ابيطالب» ياد