71رهنمودهاى راهگشاى خود مىكوشيدند هر چند گامى كوچك در جهت صلاح امور بردارند. در اين باره تاريخ حكايت مىكند كه امام علىبن الحسين عليه السلام روش ضرب سكهى اسلامى را به خليفهى اموى، عبدالملك بن مروان آموخت كه جايگزين سكهى رومى شده و مسلمانان را در برابر كافران استقلال پولى و اقتصادى بخشد 1 و نيز روايت شده كه عمر بن عبدالعزيز خود را ملتزم مىيافت نمايندگانى را نزد امام باقر عليه السلام فرستاده و رأى ايشان را در امور حكومت و اجتماع جويا شود. 2 آن حضرت نيز از زمينهى مساعد اين شخص بهره جسته و نصايح خود را از وى دريغ نمىداشت. 3 خيرخواهىها و توجيهات گرانقدر امام رضا عليه السلام به مأمون عباسى در چگونگى ادارهى سرزمينها نيز در همين راستا ارزيابى مىشود. 4
ج - همنشينى و گفتگو با عالمان و اصحاب فكر و رأى از مذاهب ديگر نيز سخت مورد اهتمام ائمه عليهم السلام بوده است. در اين زمينه آثار زيادى نقل شده كه جمعى از وجوه و اعيان مذاهب از قبيل سفيان ثورى، ابوحنيفه، مالك بن انس، ابن ابى ليلى و ... با امام صادق عليه السلام مجالست داشته و از معدن دانش و فضيلت او بهره گرفته و شيفتهى كرامت و بزرگوارى ايشان مىشدند.
د - دعوت به مدارا و اخلاق نيكو و تعامل اجتماعى و دينى با مردم نيز وجهى ديگر از رويكرد ائمهى معصومين به همگرايى و همبستگى را تشكيل مىدهد.
سيرهى امام سجاد عليه السلام در حضور در نمازهاى جماعت و عيدين كه توسط منصوبان خلفا اقامه مىشد 5 و روايات وارده از امام صادق عليه السلام دربارهى فضيلت حضور در