61كاميابان و تبهكاران را مشخص كرده و صفوف آنان را از يكديگر متمايز مىكند.
بىگمان همانطور كه در اين جهان تكليف و مسئوليت به قدر استعدادها و قابليتهاى اشخاص تنجز مىيابد در آخرت نيز ثواب و عقاب الهى بر همين مبنا توزيع مىگردد.
ثالثاً از آنجا كه افزون بر اصل عدالت، خداوند در جايگاه مهر و رحمت و شفقت نسبت به بندگان قرار گرفته، توصيه مىشود سخت سرى را كنار گذاشته و داورى دربارهى بهشت و دوزخ را به او بسپاريم. بىگمان با اين خوش بينى زمينه براى گسترش انواع تعاملها ميان اديان و مذاهب بيش از پيش فراهم مىشود.
وفاقگرايى در سيرهى امام على عليه السلام
وحدت و يكپارچگى نقش مهم و تعيين كنندهاى در سعادت ملتها و اقوام بشرى دارد. همچنانكه رمز پيروزى و سرافرازى مسلمين در صدر اسلام و زمان پيغمبر اكرم صلى الله عليه و آله همدلى و وفاقى بود كه در سايهى ايمان به خدا و دلسپردن به پيام آسمانى و نصايح حكيمانه پيغمبر و دستشستن از آمال و مقاصد قبيلهاى و فرقهاى و فردى حاصل گشت.
در صورتى كه اين دستاورد مقدس همچنان مصون مىماند مسير عزت و كرامت امت شتابان به سوى مقصد ادامه مىيافت ولى با كمال تأسف حوادث غير قابل قبولى پس از رحلت آن پيشواى فرزانه رخ داد كه بيش از هر چيز وحدت و يكپارچگى امت را در معرض تهديد قرار داد. در اين ميان شخصيت عزيز، دلسوز و حكيمى همچون على عليه السلام بيش از ديگران به خطير بودن اوضاع و شرائط جامعهى مسلمين و آفات بنيانكنى كه آنرا تهديد مىكرد واقف بوده و با كمال اخلاص تمام كوشش خود را در تحكيم پايههاى وحدت و طرد علل و عوامل تفرقه بكار بست. به رغم كوششهاى آن بزرگوار و ديگر مخلصان صحابه در گذر زمان آسيبها و شكستهاى جبران ناپذيرى ببار آمد كه منشأ آنها همانا از دست رفتن همبستگى و يكپارچگى بود. امام على عليه السلام در خطبه192 نهج البلاغه بيانى شافى دربارهى ريشههاى سربلندى و انحطاط ملتها و اقوام ايراد كرده و با نصايح خيرخواهانه خود مردم را به عبرت گرفتن از سرنوشت پيشينيان و كوشش در جهت شناسايى عوامل سربلندى و انحطاط فرا مىخواند. در بخشى از كلام خود رمز