62عزت و عافيت گذشتگان را اينگونه توضيح مىدهد:
«چون در خوشبختى و بدبختى آنان انديشيديد، عهدهدار شويد آنچه را كه عزيزشان گرداند و دشمنان را از سرشان راند و عافيت را براى آنان پايدار ساخت، نعمتها را در چنگ آنان باقى داشت و پيوند با رشتهى كرامت را استوار ساخت و آن از پراكندگى دور بودن و دلبستهى الفت بودن و يكديگر را بدان برانگيختن و سفارش كردن مىباشد. و دورى كنيد از هر امرى كه پشت آنان را شكست و نيرويشان را گسست. همچون كينه در دل داشتن و دشمنى در سينه كاشتن و از هم بريدن و دست از يارى يكديگر برداشتن. 1..»
بار ديگر مىفرمايد:
«بنگريد چسان مىنمودند آنگاه كه گروهها گرد آمده، آرزوها به هم پيوسته، دلها راست گشته و دستها مددكار يكديگر شده و شمشيرها به يارى يكديگر برخاسته، ديدهها به يك سو دوخته و ارادهها يكپارچه گشته، آيا در اين حال مهتران سراسر زمين نبودند و به جهانيان پادشاهى نمىكردند 2؟».
آنگاه از افول آفتاب آنان سخن مىگويد:
«بنگريد پايان كارشان به كجا انجاميد، آنگاه كه ميانشان جدايى فتاد و الفت به پراكندگى انجاميد و سخنها و دلها گوناگون شد و به حال اختلاف از يكديگر جدا گشتند و ستيزجويان به حزبها گرويدند و در اين هنگام خداوند لباس