188اين وصايا بيش از هر چيز متذكر مسؤوليت سنگين شيعهى اهل البيت بودن گشته و مفهوم درست محبت و دوستى اين خاندان را كه همواره در تلازم با تقوى و طاعت الهى است تبيين مىكند. و با اين بيان تكليف احاديثى كه دوستى على بن ابيطالب را حسنهاى مىشمارد كه با وجود آن هيچ سيئهاى زيان نرساند، 1 معلوم مىگردد چه اينكه اگر بتوان براى اين احاديث معناى محصّلى يافت جز اين نيست كه بايد گفت: دوستى على عليه السلام آنچنان در ژرفاى آدمى رخنه كرده كه همهى كششهاى دنيوى را بى اثر كرده و شخص را آماده مىكند كه سخت كوشانه در راه حقيقت آن بزرگوار، طى طريق كرده و مشتاقانه به سوى كمالات علوى بشتابد.
مرجعيت علمى اهل بيت
مجموعهى نصوصى كه در باب امامت ائمهى اهل البيت بدان استناد شده، بر دو چيز دلالت مى كند:
الف - خلافت بىواسطه و زعامت سياسى امت پس از پيامبر
ب - مرجعيت و امامت دينى و علمى ائمهى اهل البيت بر جميع امت. مقصود از مرجعيت علمى و دينى اين است كه ائمهى اهل البيت به جهت برخوردار بودن از مقام برتر علمى و دينى در جايگاه هدايت و راهنمايى مردم قرار داشته و همهى مسلمانان به حكم وظيفه بايد در اصول و فروع دين و سلوك اخلاقى به ايشان اقتدا كرده وظايف و مسؤوليتهاى خود را از آن عالمان علىالاطلاق و الگوهاى تمام عيار فراگيرند. اگر به نصوصى از قبيل «حديث غدير» و «منزلت» بر مسألهى امامت و خلافت بيشتر استدلال