187هدايت به سوى خداوند بوده و نمىتوان راه رستگارى را بدون دوستى آن بزرگواران پيمود، البته همان دوستى كه روح تسليم و انقياد و اطاعت را در شخص دوستدار برانگيزد و بدين ترتيب باز هم ثابت مىشود تنها راه سعادت و فلاح در اطاعت عاشقانهى اين خاندان بزرگوار خلاصه مىشود. بار ديگر جاى اشكال و انتقاد از هر دو گروهى كه از محبت تفسيرى عاطفى ارائه كردند باقى مىماند. در يك سو اهل سنتى كه گر چه در محبت و دوستى اهل بيت سر از پا نمىشناسند ولى بيش از آن هيچ التزام عملى در برابر سنت وسيرت ايشان براى خود نمىيابند. و در سوى ديگر شيعه نمايانى كه از محبت اهل بيت به سان مادهى تخديرى بهره مىگيرند و آن را بهانهاى براى فرار از مسؤوليتهاى سنگين شيعه بودن قرار مىدهند. اينان نيز مفهوم حقيقى اهل بيت را درنيافتهاند.
امام باقر عليه السلام در وصيّتى به جابر مىفرمايد:
«اى جابر! به بيراهه درنيفتى. فردى بسنده كرده بگويد: على را دوست داشته او را ولايتمدارم و ديگر كوشا نباشد. اگر او گويد من پيامبر خدا را دوست دارم - كه پيامبر بهتر از على است - سپس از سيرت او پيروى نكرده و به سنت او عمل نكند دوستيش هيچ نفعى به او نرساند پس خدا را پروا گيريد و بدانيد كه بين خدا و أحدى خويشاوندى نيست. محبوب ترين بندگان نزد خداوند باتقوى ترين و كوشاترين آنها در طاعت اويند. اى جابر! تنها راه نزديكى به خداوند طاعت او است و با ما برائتى از آتش نبوده و كسى را بر خداوند حجتى نيست. هر كه خدا را اطاعت كند دوستدار ما است و هر كه خدا را نافرمانى كند دشمن ما و ولايت ما دست يافتنى نيست مگر به ورع. اى جابر! آيا كسى كه خود را به تشيع منسوب كرده بسنده مىكند كه بگويد: دوست ما اهل بيت است. به خدا سوگند شيعهى ما نيست مگر كسى كه از خدا پروا گرفته او را اطاعت كند. 1»