168بدرود حيات گفت. 1
دومين جنبه عطش و التهاب سيرى ناپذير على عليه السلام براى يادگيرى است امرى كه به او در بين همهى صحابه وجههاى متمايز بخشيده است. او مىگفت:
«اينچنين نبود كه اصحاب رسول خدا هر چيزى را از او پرسيده و توضيح خواهند و دوست داشتند فردى رهگذر و عربى بيابانى از راه رسيده و از پيامبر سؤال كند و آنان پاسخ را شنوند ولى بر من چيزى نمىگذشت مگر آنكه از آن پرسيده و آنچه را مىشنيدم حفظ مىكردم». 2 از او پرسيدند: چيست تو را بيش از همه اصحاب رسول خدا حديث روايت مىكنى؟ پاسخ گفت: «هرگاه از او مىپرسيدم پاسخم عطا مىكرد و چون خاموش مىشدم او با من گفتار آغاز مىكرد». 3 از آنجا كه دمى از آموختن نمىآسود به هنگام نزول آيه نجوى 4 او را دينارى بود كه به ده درهم تبديل كرده و ده راز علمى را از پيامبر پرسيد و هر بار درهمى را صدقه داد تا اينكه حكم اين آيه نسخ شد و اين تنها تشريعى بود كه جز على عليه السلام كسى بدان عمل نكرد تا اينكه نسخ شد. 5
سومين جنبه هوشمندى و فراست شگفت آور على عليه السلام بود كه سبب مى شد هر سخنى را از پيامبر به خوبى دريافته و در درون خود جاى دهد. بريدهى اسلمى اين گفتهى پيامبر خدا به على را روايت كرده كه: «خداوند به من فرمان داده تو را به خود نزديك گردانده و از خود دور نكنم و به تو آموزش داده و تو آن را خوب فهم كنى و حتم است بر خداوند كه تو خوب بفهمى و اين آيه نازل شد كه پيام وحى را گوشهاى شنوا دريابند». 6