167براى آموختن و تربيت يافتن نزد آن حضرت براى وى فراهم آورده و شخصيت كامل او را تحت آموزشهاى مستقيم پيامبر صلى الله عليه و آله شكل مىبخشد. امام على عليه السلام در خطبهى قاصعه از احوال خويش با پيامبر صلى الله عليه و آله در كودكى چنين مىگويد:
«شما مى دانيد مرا نزد رسول خدا چه خويشاوندى نزديك و رتبت ويژه است.
آنگاه كه كودك بودم مرا در كنار خود نهاده و بر سينهى خويش جا مىداد. مرا در بستر خود مىخوابانيد چنانكه تنم را به تن خويش مىسود و بوى خوش خود را به من مىبوياند و گاه بود كه چيزى را مىجويد سپس آن را به من مىخورانيد از من دروغى در گفتار نشنيد و خطايى در كردار نديد. هنگامى كه از شير گرفته شد، خدا بزرگترين فرشته از فرشتگانش را شب و روز همنشين او فرمود تا راههاى بزرگوارى را پيموده و خوىهاى نيكوى جهان را فراهم آورد و من در پى او بودم چنانكه شتر بچه در پى مادر رود. هر روز براى من از اخلاق برتر خود نشانهاى برپا مىداشت و مرا به پيروى آن مىگماشت... 1»
اينگونه شخصيت بارز اين شاگرد مكتب نزد پيشواى خود شكل مىيابد. او در تمام مراحل زندگى دوشادوش و در كنار پيامبر طى طريق كرده و از مخزن علوم و اسرارش بهره مىگيرد. او مىگويد: «همه روزه دوبار بر پيامبر خدا وارد مىشدم بامدادان و شامگاهان». 2 احاديث به نجوى هم حكايت از رازگويى هاى طولانى پيامبر با على عليه السلام دارد. ترمذى روايت كرده: پيامبر در روز طائف على عليه السلام را نزد خود فرا خوانده و سر در گوش او فرو برد. برخى گفتند: چه به درازا انجاميد اين رازگويى! پيامبر فرمود:«من نبودم كه چنين كردم بلكه خداوند با او راز گفت». 3 در واپسين دم حيات شريف پيامبر صلى الله عليه و آله هم على را بر بالين خود خواسته سر بر دامان او نهاد و رازگوئيهايشان ادامه يافت تا پيامبر