141يكسره صواب بوده و هيچ خطا و لغزشى در رأى او راه نمىيابد.
خاستگاه عصمت امام علم او است به اين معنا كه دانش و آگاهى امام عليه السلام آنسان تا ژرفاى حقايق عالم نفوذ كرده كه وى را از هرگونه انحراف و خطا مصونيت ابدى بخشيده است. توضيح اينكه فردى كه اهليت نيل به جايگاه عصمت را يافته دانش و معرفت او به پايهاى رسيده كه باطن همهى امور و اشيا را به عيان و شهود درك نموده و در بعد فردى آنچنان به عواقب و پيامدهاى گناه بصيرت يافته كه ممكن نيست بدان اقبال كرده و شوق يابد. على عليه السلام مىفرمود: «مرتبه ى يقين من بدانجا رسيده كه اگر همهى پردهها كنار رود چيزى بر آن افزوده نشود. 1»
همو مىفرمايد: اگر آنچه مردگان شما پس از مرگ مشاهده كردهاند را شما هم به عيان مىديديد بىتابى مىكرديد و ترس وجودتان را مالامال مىكرد آنگاه گوش مىكرديد و اطاعت مىنموديد. 2
بايد دانست علم و يقين علت تامهى عصمت نبوده و افزون بر آن لطف و توفيق الهى را هم مىطلبد. به گفتهى شيخ مفيد:
عصمت دربارهى حجت هاى الهى توفيق و لطف است كه به وسيلهى آن خودشان را از گناهان و خطاها حفظ مىكنند. 3 از آنجا كه علم امام به ابعاد گوناگون دين و شريعت تام و مطلق بوده اين امر او را از هر لغزشى در حكم و فتوى بازداشته و سبب مىشود گفتههاى او دقيقاً مطابق با احكام نفس الامرى دين الهى باشد.
به هر حال بايد دانست در مسأله ى عصمت امام دو جنبه ملحوظ مىباشد: جنبهى اكتسابى كه به درجه ى برتر ايمان و يقين و معرفت امام مربوط بوده و جنبهى لطف و توفيق الهى كه به اراده ى تكوينى خداوند براى بخشيدن مقام عصمت به او ارتباط مىيابد.
پساز توضيح مفهوم عصمت و خاستگاه آن به شرح ادلهى عصمت امام مىپردازيم.