115طور اختصار نمىباشد. نقد و بررسى شبههى سوم را به جاى ديگر موكول كرده 1 و اكنون به نقد دو شبههى نخست روى مىآوريم.
نقد شبههى نخست:
در اين شبهه مجموعاً سه ادعا طرح شده كه هرسهى آنها مجال بررسى مىطلبد:
1) اينكه بايدعمل صحابه را حمل بر صحت كرده و نتوان مخالفت عمدى با دستور پيامبر صلى الله عليه و آله را به ايشان نسبت داد.
2) اينكه صحابه از گفتههاى پيامبر صلى الله عليه و آله مفهوم نصّ را در تعيين خليفه نفهميدند.
3) اينكه خلافت ابوبكر با مراجعه به آراى عمومى و اعمال اصل شورا تحقق يافته است.
در وهلهى نخست به نظر مىرسد اين شبهه بر يك اصل ابتنا يافته و آن خوش بينى فراگيرى است كه ريشه در عواطف حداكثرى نسبت به صحابه داشته، مجال نقد و تحليل و درايت را نسبت به اعمال، رفتار و سيرهى آنان بسته است و سبب شده تمام رفتارهاى صادره از آنان در پرتو اين اصل صحيح انگاشته شود. و اگر اين اصل كه از مبناى عقلى و شرعى درستى برخوردار نيست به كنار رود و خردورزانه در پديدههاى تاريخى و دستكم بخشى از آنها كه اجمالاً به طريق تواتر ثابت شده نظر شود، نتيجهى داورى چيز ديگرى خواهد بود. در اين راستا نخستين چيزى كه به نظر مىرسد اين است كه چگونه ممكن است براى اشخاصى كه حيات پيامبر رادرك نكرده و با ايشان رويارو نبودهاند با اعمال اندك درايتى در گفتههاى متعدد و مكرر آن حضرت نسبت به على عليه السلام و از مجموع قرائن و شواهد، مفهوم نص و تعيين را بفهمند درحاليكه حاضران و گواهان وقايع آن روز اين معنا را نفهميده باشند.
در وهلهى دوم تأملاتى چند در وقايع مقارنِ رحلت پيامبر و پس از آن نتايج و عبرتهاى بزرگى را پيش روى پژوهشگر قرار مىدهد.