102ايمان است. 1
آنچه در خصوص اين روايات جلب نظر مىكند قيد «پس از من» در گفتار پيامبر بوده كه اين قيد قرينهى روشنى است بر اينكه از لفظ ولى معناى سرپرست مقصود بوده در غير اين صورت معانى محبت، نصرت، خويشاوندى در زمان حيات پيامبر هم براى على عليه السلام بىگفتگو ثابت بودهاست.
2 - حديث ثقلين
دومين نص روايى مهمى كه براى اثبات امامت على عليه السلام و عترت پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله بدان استناد مىشود حديث شريف ثقلين مىباشد. اين حديث به دهها روايت از گروهزيادى از صحابه نقل شده و از آنجا كه همهى عبارات حديث در كليهى نقلها به طور كامل ذكر نشده، متن حديث را به چند روايت نقل مىكنيم:
1- در صحيح مسلم به روايت زيد بن ارقم صحابى آمده: روزى پيامبر در آبگاهى كه خم ناميده مىشد در بين راه مكه و مدينه به سخن ايستاد پس خدا را حمد و ثنا گفته و مردم را اندرز داد و سپس فرمود:
«أيها الناس فإنَّما انا بشرٌ يوشك أن يأتى رسول ربِّى فاُجيب و أنا تاركٌ فيكم ثقلين، أولّهما كتاب اللّٰه فيه الهدى و النُّور فخذوا بكتاب اللّٰه و استمسكوا به فحثَّ على كتاب اللّٰه و رغَّب فيه ثمَّ قال و أهل بيتى أذكِّركم اللّٰه فى أهل بيتى أذكِّركم اللّٰه فى أهل بيتى، أذكِّركم اللّٰه فى أهل بيتى. 2»
اى مردم! من بشرى هستم كه نزديك است سروش پروردگارم برسد و من دعوت