101پايان خطبه دستور دادنخست امهات مؤمنين 1 و آنگاه يكايك صحابه بر على عليه السلام وارد شده و او را تهنيت گويند 2 و نيز گفتهاند: در پى پايان خطبهى غدير حسان بن ثابت از شعراى مسلمين از پيامبر اجازت طلبيد تا رخداد آن روز را به نظم درآورد. 3 و باز گزارش شده كه در پى رخداد غدير فردى به نام نعمان بن حرث فهرى پيش آمده و به پيامبر گفت: ما را به توحيد و رسالت خود و جهاد و حج و صوم و زكات دستور دادى و به آنها بسنده نكردى تا اينكه اين جوان را به جانشينى نصب كردى. آيا اين از سوى تو است يا خدا؟ پيامبر فرمود: سوگند به خدا كه از سوى اوست. در اين هنگام نعمان بن حرث روبرگردانده در حاليكه مىگفت: خدايا اگر اين از سوى توست بر سر ما از آسمان سنگ ببار در اين وقت سنگى بر سرش فرود آمده و از تهيگاه او خارج شده و او به قتل رسيد. 4
همهى اين موارد گواه بر آن است كه حاضران صحنهى غدير نيز از سخنان پيامبر صلى الله عليه و آله معنايى جز اثبات ولايت و زعامت على عليه السلام را نفهميدند.
نصوص مكمل
در برخى از منابع اهل سنت روايت شده، اشخاصى از صحابه از على عليه السلام نزد پيامبرخدا صلى الله عليه و آله شكايت كردند. پيامبر خشمگين شده به آنان گفت: چه مىخواهيد از على؟ (سه مرتبه) به راستى كه على از من است و من از اويم و او پس از من سرپرست هر فرد با