78سبب شود كه گروه زائر در سايۀ بنا بر قبر به تلاوت قرآن و خواندن دعا موفق گردد، بطور قطع نه تنها چنين فوايد عظيمى، كه بر بناى اين قبور مترتب مىگردد، رفع كراهت مىكند، بلكه سبب مىشود كه به عنوان «شعائر اسلامى» مستحب نيز باشد.
حكم مكروه و يا مستحب، به وسيله عناوينى، دگرگون مىگردد، چه بسا مكروهى كه بر اثر ضميمه شدن عنوانى، محبوب مىشود و يا يك رشته امور مستحبى، به خاطر عوارضى مرجوح شمرده مىشوند؛ زيرا مكروه و مستحب بودن يك چيز، جز بودنِ مقتضىِ مرجوحيّت و يا محبوبيت چيز ديگرى نيست، ولى اين مقتضيات در صورتى مؤثر مىشوند كه موانعى جلو اقتضا و تأثير آنها را نگيرد يا بر اقتضاى آن غلبه ننمايد و اين مطالب بر افرادى كه نسبت به فقه اسلامى آشنايى دارند بسيار روشن است.
استدلال با دو حديث ديگر
اكنون كه سخن به اين جا رسيده، شايسته است احاديث ديگرى را كه براى گروه وهابى مستمسك است، مورد بررسى قرار دهيم:
ابن ماجه در صحيح خود چنين نقل مىكند:
1 - حدثنا محمد بن يحيى ، حدثنا محمد بن عبد الله الرقاشى ، حدثنا وهب ، حدثنا عبدالرحمن بن يزيد بن جابر، عن القاسم بن مخيمرة ، عن ابى سعيد: «اِنَ النَّبِىّ - صلّى اللّٰه عليهوآله وسلم - نهى ان يا بني على القبر.» 1