77تحريم است و تا قرينهاى بر معناى ديگر در كار نباشد، هرگز نمىتوان از آن كراهت استفاده كرد، ولى علما و دانشمندان، از اين حديث جز كراهت چيزى برداشت نكردهاند، مثلاً ترمذى در سنن خود، حديث را تحت عنوان: «كراهية تجصيص القبور و...» آورده است.
گواه روشن بر كراهت، همان است كه «سندى» شارح سنن ابن ماجه، از حاكم نقل مىكند و مىگويد: احدى از مسلمانان بر اين نهى عمل نكرده است؛ يعنى آن را نهى تحريمى تلقى نكرده است، به گواه اين كه همۀ مسلمانان روى قبرها را مىنويسند.
شاهد ديگر بر اين كه اين نهى، نهى كراهتى است، اتفاق علماى مذاهب اسلامى بر جواز بنا بر روى قبرها است مگر اين كه زمين وقفى باشد.
شارح صحيح مسلم در شرح حديث مىنويسد:
بنا بر روى قبر در ملك صاحب قبر مكروه است و در زمين وقفى حرام.
شافعى بر اين مطلب تصريح كرده و حتّى حديث را با عنوان «كراهة تجصيص القبر والبناء عليه» آورده است.
(أما البناء فان كان في ملك الباني فمكروه و ان كان في مقبرة مسبلة فحرام نص 1 عليه الشافعي و الأصحاب )
ولى ناگفته پيدا است كه مكروه بودن يك شىء، مانع از آن نيست كه گاهى به خاطر يك رشته امورى، از آن رفع كراهت شود. هرگاه تعمير قبر، مايۀ حفظ اصالت اسلام و اظهار مودّت و دوستى بر صاحب قبر كه خداوند محبت آن را فرض و واجب كرده است و يا موجب حفظ شعائر اسلامى گردد و يا