75اين بود وضع ابن جريج و ابوالزبير كه در تمام اسناد حديث وجود دارند، آيا مىتوان با حديثى كه اين دو، آن را نقل مىكنند، استدلال كرد؟ آن هم در صورتى كه افراد يگرى كه در اسناد قرار دارند، افراد صحيح و ثقه باشند، در حالى كه در برخى از اين اسناد، عبدالرحمن بن اسود وجود دارد كه متهم به دروغ گويى است.
به راستى روا است با حديثى كه وضع سند آن اينچنيناست، آثار خاندان رسالت و صحابۀ پيامبر را ويران و منهدم و عمل مسلمانان را در اين چهارده قرن تخطئه نمود؟
* * *
ب - حديث از نظر متن بسيار لرزان و مضطرب است و اين اضطراب حاكى است كه راويان خبر، در حفظ متن آن دقت كافى به خرج ندادهاند.
اضطراب به گونهاى است كه اعتماد انسان را نسبت به آن سلب مىكند؛ مثلاً:
حديث جابر به هفت صورت نقل شده است، در حالى كه پيامبر آن را به يك صورت بيان كرده است:
1 - پيامبر از گچ كارى قبر و تكيه بر آن و ساختن بنا روى آن، نهى كرده است، (حديثهاى يكم و دوم و نهم.)
2 - پيامبر از گچ كارى قبر نهى كرده است (حديثهاى پنجم و هشتم.)
3 - پيامبر از گچ كارى قبور و نوشتن روى آن و ساختن ساختمان و راه رفتن روى قبر نهى كرده است (حديث چهارم.)
4 - پيامبر از نوشتن بر روى قبر نهى فرموده است (حديث ششم.)