74آيا با اين قضاوتها و داورىهاى علما و دانشمندان علم رجال، مىتوان به حديث چنين فردى اتكا و اعتماد كرد و در برابر سيرۀ قطعى مسلمانان كه پيوسته قبور اولياى الهى را تعمير مىكردند و احترام آنها را حفظ مىنمودند، به نقل چنين راوى اعتماد نمود؟
ابن حجر همچنين دربارۀ ابوالزبير جملههاى زير را از دانشمندان رجال نقل مىكند:
* فرزند احمد بن حنبل از احمد و او از ايوب نقل مىكند كه: «وى او را تضعيف مىكرد.»
* از شعبه نقل مىكند كه: «وى نماز خود را درست بلد نبود»
* باز از او نقل مىكند: «من در مكه بودم مردى بر ابوالزبير وارد شد، از او چيزى پرسيد، ناگهان بر آن مرد افترا بست، گفتم: بر يك فرد مسلمان تهمت مىزنى؟! گفت: او مرا ناراحت كرد. به او گفتم: هر كس تو را ناراحت كند بر او افترا مىبندى! ديگر من از تو حديث نقل نخواهم كرد.»
* همچنين از شعبه پرسيد: «چرا نقل حديث از ابوالزبير را ترك كردى؟ گفت: ديدم او عمل بد مرتكب مىشود.»
* از ابن ابى حاتم نقل مىكند: «از پدرش پرسيد ابوالزبير چگونه است؟ گفت: حديث او نوشته مىشود ولى نمىتوان با آن احتجاج نمود.»
* باز از او نقل مىكند: «من از ابوزرعه سؤال كردم: مردم از ابوالزبير حديث نقل مىكنند، شما چه مىگوييد، آيا با حديث او مىشود احتجاج نمود؟ گفت به حديث افراد ثقه مىشود استدلال كرد (كنايه از اين كه او ثقه نيست).