73يكى از آنها. اگر وضع اين دو نفر روشن گردد، ديگر نيازى نيست كه دربارۀ بقيۀ افراد در سند، بحث و گفتگو شود، هر چند تعدادى از راويان از مجاهيل و يا ضعاف هستند.
ابن حجر در تهذيب التهذيب دربارۀ ابن جريج، اين جملهها را از علماى رجال نقل مىكند:
* يحيى بن سعيد مىگويد: «اگر ابن جريج ازروى كتاب، حديث نقل نكند، نمىتوان به آن اعتماد كرد.»
* احمد بن حنبل گفته است: اگر ابن جريج بگويد:
«قال فلان و فلان و اخبرت جاء بمناكير»؛ «اگر بگويد فلانى و فلانى اين چنين گفتند: احاديث منكررا نقل مىكند.»
* مالك مىنويسد: «ابن جريج در جمع حديث، بسان كسى است كه شب هنگام در وقت تاريكى هيزم جمع كند (قطعاً دست او را عقرب و مار مىگزد).»
* نقل شده كه دارقطنى گفت:
«تجنب تدليس ابن جريج فانه قبيح التدليس لا يدلس الا فيما سمعه من مجروح ».
«از تدليس (و غير واقع را واقع نشان دادن) ابن جريج بپرهيز، زيرا به صورت زشت تدليس مىكند. هر موقع حديث را از فرد ضعيف بشنود، طورى جلوه مىدهد كه حديث را از ثقه شنيده است.»
* و نيز از ابن حبان نقل مىكند كه: «ابن جريج در حديث تدليس مىكند.» 1