60* دربارۀ سفيان ثورى از ابن مبارك نقل مىكند:
«حدث سفيان بحديث فجئته و هو يدلسه فلما رآنى إستحيى » 1
«سفيان حديث مىگفت، ناگهان رسيدم و ديدم كه در حديث تدليس مىكند، وقتى مرا ديد شرمنده شد.»
«تدليس» در هر حديث، به هر معنا تفسير شود، حاكى از آن است كه در راوى حديث، ملكۀ عدالت و يا راستگويى و واقع بينى وجود ندارد و غير واقع را واقع جلوه مىدهد.
در ترجمۀ «يحيى قطان» از او نقل مىكند كه سفيان كوشش كرد، مرد غير ثقه را بر من ثقه قلمداد كند، ولى سرانجام نتوانست. 2* دربارۀ «حبيب بن ابى ثابت»، از «ابى حبان» نقل مىكند كه:
«كان مدلسا»
«او در حديث تدليس مىكرد.»
و از قطان نقل مىكند كه:
«لا يتابع عليه و ليست محفوظه »
«از حديث او (حبيب بن ابى ثابت) پيروى نمىشود و احاديثش مضبوط نيست.» 3
* دربارۀ «ابى وائل» مىگويند: وى از نواصب و از منحرفان از امام