59فرد آشنا به زبان و آگاه از خصوصيات آن بدهى، همان را كه ما از آن مىفهميم، او نيز بفهمد.
متأسفانه اين حديث از هر دو نظر مورد ايراد است، بخصوص از نظر «دلالت» كه ربطى به مقصود آنان ندارد.
امّا از نظر سند، اشخاصى كه آن را روايت كردهاند موثق بودنشان مورد اتفاق دانشمندان حديث شناس نيست؛ زيرا در سند آن افرادى به نامهاى:
«وكيع»، «سفيان الثورى»، «حبيب بن ابى ثابت» و «ابى وائل اسدى» به چشم مىخورند، در حالى كه حديث شناسى چون حافظ ابن حجر عسقلانى در كتاب «تهذيب التهذيب» از اين افراد انتقاد كرده است؛ بگونهاى كه انسان كاملاً در صحت حديث مذكور و ديگر احاديث اين گروه، شك و ترديد مىكند؛ مثلاً:
* دربارۀ وكيع از امام احمد حنبل نقل مىكند كه:
«إنه اخطأ في خمس مائة حديث» 1
«او در پانصد حديث اشتباه كرده است!»
و نيز از محمّد بن نصر مروزى دربارۀ وكيع نقل مىكند كه:
«كان يحدث بالمعنى و لم يكن من أهل اللسان » 2
«حديث را نقل به معنا مىكرد (متن و الفاظ حديث را نقل مىنمود) در حالى كه عرب زبان نبود (تا تغييرات او در حديث بىاشكال باشد).»