58
لي على بن أبي طالب ألا أبعثك على ما بعثنى عليه رسول الله - صلى الله عليه و آله - ان لا تدع تمثالا الا طمسته و لا قبرا مشرفا الا سويته .» 1
«مسلم در صحيح خود، از سه نفر به نامهاى «يحيى»، «ابوبكر» و «زهير» نقل مىكند كه: وكيع از سفيان و او از حبيب، او هم از ابى وائل، سرانجام ابووائل از ابى الهَيّاج نقل مىكنند كه على بن ابيطالب به ابى الهَيّاج گفت تو را به سوى كارى برانگيزم كه پيامبر خدا مرا بر آن برانگيخت، تصويرى را ترك مكن مگر اين كه آن را محو كنى، و نه قبر بلندى را مگر اين كه آن را مساوى و برابر سازى.»
وهابيان اين حديث را مستمسك خود قرار دادهاند، بدون اين كه در سند و دلالت حديث دقت كنند.
ديدگاه ما دربارۀ حديث
هرگاه كسى بخواهد با حديثى بر حكمى از احكام خدا استدلال كند، بايد آن حديث دو شرط را دارا باشد:
1 - سند حديث صحيح باشد؛ مقصود اين است كه راويان حديث در هر طبقهاى، افرادى باشند كه بتوان به قول آنان اعتماد كرد.
2 - دلالت حديث بر مقصود روشن باشد؛ يعنى الفاظ و جملههاى حديث بخوبى بر مقصود ما دلالت كند، بطورى كه اگر همان حديث را به دست يك