51آنان همگى داراى علامت، نشانه و بنا مىباشند.
و قبر حوّا در جده است كه آثار آن پس از تسلّط سعوديها از بين رفت. و اين كه به آن سرزمين «جده» مىگويند، به خاطر بودن قبر حوّا در آنجا است، حال خواه اين نسبت درست باشد يا نادرست.
روزى كه مسلمانان، اين بلاد را فتح كردند، هرگز از مشاهدۀ اين آثار ناراحت نشدند و فرمان تخريب آن را صادر نكردند.
اگر به راستى تعمير قبور و دفن ميت در مقابرِ پوشيده شده، از نظر اسلام حرام بود، مسلمانان قبل از هر چيز بر خود لازم مىدانستند اين مقابر را، كه اردن و عراق را فرا گرفتهاند، ويران كنند و از تجديد بناى آن در تمام ادوار به شدت جلوگيرى نمايند، در صورتى كه نه تنها اين مقابر را ويران نكردند بلكه در مدت چهارده قرن، در تعمير و حفظ آثار پيامبران سلف كوشيدهاند.
آنان با عقل خدادادى، حفظ آثار پيامبران را نوعى اداى احترام به آنان دانسته و خود را با انجام اين كار، در شمار افراد مأجور و نيكوكار قرار دادهاند.
ابن تيميه در كتاب «اَلصِّرٰاطَ الْمُسْتَقِيمَ » مىگويد: هنگام فتح بيت المقدس، قبور پيامبران بنا داشت ولى درب آن تا سال چهارصد هجرى بسته بود. 1 اگر به راستى ساختن بنا بر قبر، عمل حرام بود، طبعاً بايد ويران كردن آن واجب باشد و مسدود بودنش، مجوّز بقاى آن نبود، و لازم بود هر چه زودتر سقف و بنا را از دم بيل و كلنگ بگذرانند و آنها را ويران سازند.
خلاصه، وجود اين ابنيه و قباب در طول اين مدت، در برابر انظار علما