52و سران اسلام، خود نشانۀ بارزى بر جواز آن در آيين مقدس اسلام مىباشد.
آثار اسلامى نشانۀ اصالت دين است
در حفظ آثار نبوت، بخصوص آثار پيامبر گرامى؛ مانند مدفن آن حضرت و قبر همسران و فرزندان و صحابه و ياران او و خانههايى كه در آنجا زندگى كرده و مساجدى كه در آنها نماز گزارده، داراى ارزش و فايدۀ عظيمى است كه هم اكنون به آن اشاره مىكنيم:
همگى مىدانيم كه امروزه پس از گذشت بيست قرن از ميلاد حضرت مسيح (ع) ، وجود آن حضرت و مادرش مريم و كتابش انجيل و ياران و حواريون او، در غرب به صورت افسانۀ تاريخى درآمده است كه گروهى از شرق شناسان در وجود چنين مرد آسمانى، كه نامش مسيح مادرش مريم و كتابش انجيل است، تشكيك كرده و آن را افسانهاى بسان افسانۀ «مجنون عامرى» و معشوق وى «ليلى»، تلقّى مىكنند و چنين فكر مىكنند كه زاييده مغزها و انديشههاست. چرا؟، به خاطر اين كه يك اثر واقعى ملموس از مسيح در دست نيست؛ مثلاً بطور مشخص نقطهاى كه او در آن متولد گرديد و خانهاى كه زندگى كرد و جايى كه در آن، به عقيدۀ نصارى، به خاك سپرده شد، معلوم و روشن نيست. كتاب آسمانى او دستخوش تحريف گرديده و اين اناجيل چهارگانه، كه در آخر هر كدام جريان قتل و دفن عيسىٰ آمده است، بطور مسلم مربوط به او نيست و آشكارا گواهى مىدهد كه پس از درگذشت وى تدوين شدهاند، از اين جهت بسيارى از محققان، آنها را از آثار ادبى قرن دوم ميلادى دانستهاند ولى اگر تمام خصوصيات مربوط به او محفوظ مىماند،