39و صحابۀ پيامبر، از ميان رفت و اثاثيه گرانبهاى حرم ائمه بقيع غارت شد وقبرستان بقيع به صورتى درآمد كه انسان از ديدن آن سخت ناراحت مىشود.
ما اكنون قسمتى از سؤالها را نقل مىكنيم تا روشن شود كه پرسشگر چگونه جواب سؤالها را در آن گنجانيده است! يعنى نه تنها هدف، سؤال و استفتاء نبود، بلكه مقصود دستيابى به مستمسكى در نزد عوام بود براى هدم و ويران كردن آثار رسالت. اگر به راستى هدف فهم و واقع بينى بود، معنا نداشت كه پرسش كنندۀ مساله، پاسخ خود را در خود پرسش بگنجاند، بلكه از قرائن مىتوان حدس زد كه سؤال و جواب را از پيش در ورقهاى تنظيم كرده و فقط براى اخذ امضا نزد علماى مدينه برده بودند؛ زيرا تصور نمىرود مشاهير علماى مدينه كه ساليان درازى خود و نياكانشان مروج و حافظ آثار نبوى و زائران آنها بودند، يك مرتبه طرز تفكّر ديگرى پيدا كنند وبر تحريم بنا و لزوم ويران كردن آن فتوا دهند!
سليمان بليهد در سؤال خود چنين مىگويد:
ما قَوْلُ علماءِ المدينِة المنوّرِة زادَهُم اللّٰهُ فَهْماً وعِلْماً فِى البناء عَلَى القُبُورِ واتِّخاذِها مَسٰاجِدَ هلْ هوَ جٰائزٌ أوْ لاٰ وإذا كانَ غيرَ جائِزٍ بَل مَمْنوعٌ منهىٌّ عنه نهياً شديداً فهل يَجِبُ هدَمُها و منعُ الصلاةِ عنْدَها أم لاٰ. وَإذا كانَ البناء في مَسْبَلَةٍ كالبقيع وهُو مانعٌ من الانتفاع بالمقدار المبنىّ عليه فهلْ هوَ غَصْبٌ يَجِبُ رَفْعُهُ لِمٰا فيِه مِنْ ظُلْمِ المُسْتَحِقِّينَ ومَنْعِهِمُ استحقاقَهُم أمْ لاٰ؟
«علماى مدينۀ منوره - كه خدا فهم و دانش آنان را روز افزون سازد - دربارۀ ساختن بنا بر قبور، و مسجد قرار دادن آن، چه مىگويند، آيا جايز