201و مغفرت و بخشيدن گناهان، از آنِ خدا است. اگر آيات 1 مربوط به اين امور را مورد مطالعه قرار دهيد، خواهيد ديد كه قرآن با اصرار بسيار اين نوع كارها را از آن خدا دانسته و از انتساب آنها به غير او، به شدت جلوگيرى مىكند.
و از ديگر سوى، مىدانيم كه جهان آفرينش، جهان سازمان يافته و منظّمى است و هر فعل كه در اين جهان رخ مىدهد، بدون اسباب فراوانى كه همگى منتهى به خدا مىگردد، انجام نمىپذيرد و خود قرآن در مواردى به علل همين افعال، كه جز خدا هستند ولى به فرمان او كار مىكنند، تصريح كرده است؛ مثلاً قرآن با تأكيد خاصى بيان مىكند كه مُحيى و مُميت خدا است؛ چنان كه مىفرمايد:
«وَ هُوَ الَّذِي يُحْيِي وَ يُمِيتُ وَ لَهُ اخْتِلاٰفُ اللَّيْلِ وَ النَّهٰارِ» 2
«او است كه زنده مىكند و مىميراند و شب و روز را جانشين يكديگر مىسازد.»
ولى همين قرآن در آيات ديگر، فرشتگان را مُميت (گيرندۀ حيات) معرفى مىكند و مىفرمايد:
«حَتّٰى إِذٰا جٰاءَ أَحَدَكُمُ الْمَوْتُ تَوَفَّتْهُ رُسُلُنٰا» 3
«وقتى مرگ يكى فرا رسد، فرستادگان ما جان آنها را مىگيرند.»
بنابر اين راه جمع اين است كه بگوييم: «فاعليت و سببيّت اين علل طبيعى؛ اعم از مادى و غير مادى؛ مانند فرشتگان، به اذن و دستور و فرمان