193عبادت مىبخشد و عمل بدون عقيده، عبادت نيست.
نخستين تعريف عبادت:
عبادت آن خضوع عملى و يا لفظى و زبانى است كه از اعتقاد به «الوهيت» سرچشمه بگيرد.
اكنون ببينيم «الوهيت» چيست؟ و نقطۀ حساس بحث اين است كه معناى الوهيت را به دقت دريابيم. الوهيت به معناى خدايى واِلٰه به معناى خدا است. اگر احياناً لفظ «اله» به «معبود» تفسير شده، تفسير به لازم است نه اينكه معبود، معناى واقعى الٰه است. بلكه از آن جا كه الٰه حقيقى و يا الٰههاى پندارى در ميان ملل جهان، معبود و مورد پرستش بودهاند، تصوّر شده كه الٰه به معناى معبود است و گرنه معبود بودن از لوازم الٰه بودن است نه معناى ابتدايى آن.
گواه روشن بر اين كه لفظ اله به معناى خداست نه معبود، همان كلمۀ اخلاص؛ يعنى لااِلٰه الاّ اللّٰه است. اگر لفظ «اِلٰه» در اين جمله به معناى معبود باشد، اين كلمه دروغى بيش نخواهد بود؛ زيرا روشن و بديهى است كه جز اللّٰه هزاران معبود ديگر نيز هست. و لذا گروهى براى نجات از اشكال، لفظ «بالحق» را در تقدير گرفتهاند تا از اين طريق دروغ را بر طرف كنند كه در آن صورت معناى جمله اين مىشود كه: «لا معبود بالحق الاّ اللّٰه» ولى تقدير چنين كلمهاى جز تكلّف چيزى نيست.
گواه روشن بر اين تعريف، آياتى است كه در اين زمينه وارد شده است. از