157
لله در أبي طالب لو كان حيا لقرت عيناه ، من ينشدنا قوله ؟ فقام على بن أبي طالب ، و قال و كأنك تريد يا رسول الله قوله :
وأبيضٌ يُسْتَسْقَى الغَمامُ بِوَجهِهِ
«سفيد چهرهاى كه به روى او از ابرها باران طلبيده مىشود و پناهگاه يتيمان و گيرندۀ دست بيوه زنان است»
«گرفتارانى از فرزندان هاشم بر گرد وجود او مىچرخند و آنانند نزد او، در نعمت و بخشش.»
پيامبر - صلّى اللّٰه عليه وآله - فرمود: آرى مقصود من همان است كه گفتى.
سپس على - عليهالسلام - بخشى از قصيدۀ او را قرائت كرد و پيامبر خدا بالاى منبر براى ابوطالب درخواست آمرزش نمود، بعد از آن مردى از قبيلۀ بنى كنانه برخاست، چند بيتى خواند؛ از جمله:
«براى تو است اى خدا ستايش، ستايش از بندگان سپاسگزارت، ما به روى پيامبر بوسيلۀ باران سيراب شديم.»
مدارك بسيارى براى اين قسمت نقل شده، ليكن نگارنده آن را از مدارك زير مىآورد:
الف - «عمدة القارى فى شرح صحيح البخارى»، جلد 7، صفحۀ 31، نگاشتۀ بدرالدين محمود بن احمد العين، متوفاى سال 855، چاپ ادارة الطباعة المنيريه.
ب - «شرح نهج البلاغه ابن ابى الحديد»، جلد 14، صفحه 80 .