107منافقان طلب رحمت و مغفرت مكن، خواه با گزاردن نماز و خواه به غير آن.»
ب - «لاٰتَقُمْ عَلىٰ قَبْرِه»
مفهوم اين جمله، به حكم عطف بر جملۀ پيشين، چنين است: «وَ لاٰ تَقُمْ عَلىٰ قَبْرِهِ احد منهم ابدا» زيرا قيودى كه در معطوف عليه وجود دارد بر معطوف نيز وارد مىشود.
در اين صورت نمىتوان گفت: مقصود از «قيام» همان قيام هنگام دفن است؛ زيرا فرض اين است كه قيام موقع دفن، دربارۀ هر فردى قابل تكرار نيست، و لفظ «ابداً» كه در اين جمله نيز در تقدير است، حاكى است كه اين عمل قابل تكرار مىباشد و تصور اين كه اين لفظ براى استغراق افراد است، پاسخ آن در جمله قبل گفته شد؛ زيرا با وجود «أحدٍ» نيازى به افاده مجدد آن نيست.
با توجه به اين دو مطلب در الفاظ: «لاتصل» و «لاتقم» مىتوان گفت:
خداوند پيامبر را از هر نوع «طلب رحمت» بر منافق، خواه از طريق نماز بر مردۀ او و يا مطلق دعا و از هر نوع «وقوف بر قبر» او، خواه هنگام دفن يا پس از آن، نهى كرده است، و مفهوم آن است كه اين دو عمل؛ طلب رحمت و قيام و وقوف بر قبر مؤمن در تمام اوقات، جايز و شايسته است و يكى از آن اوقات، وقوف بر زيارت و خواندن قرآن بر مؤمن است، كه سالها است به خاك سپرده شده است.
احاديث و زيارت قبور
از احاديثى كه صحاح و سنن آنها را نقل كردهاند، استفاده مىشود كه