400گفته مىشد.
به نقل ازرقى،خانۀ عبد اللّه،پدر بزرگوار پيامبر صلّى اللّه عليه و آله و زادگاه آن حضرت دقيقا در همان محل ياد شده بوده است.
كسانى كه پيش از تبديل شدن آن به مسجد،در آنجا سكونت داشتند، گفتهاند:به خدا سوگند تا در آنجا بوديم، مشكلى براى ما پيش نيامد و نيازمند به كسى نشديم و چون آنجا را ترك كرديم،روزگار بر ما سخت گذشت. 1
فاسى(متوفاى سال 832 هجرى) كه از آن ديدن كرده،نخستين كسى است كه دربارۀ آن سخن گفته است.او مىنويسد:ساختمانى است مربع،داراى يك ستون،كه دو طاق بر بالاى آن بنا نهادهاند.يك درش از جنوب خانه، روبروى كوه و در ديگر از سمت شرقى آن به خارج گشوده مىشود و هشت پنجره در اطراف دارد.اين مسجد داراى محرابى است كه در كنار آن،حفرهاى چهارگوش به نشانۀ جايگاه ولادت پيامبر خدا صلّى اللّه عليه و آله ايجاد شده است كه هر ضلع آن يك و يك ششم ذراع آهنى است و وسط آن سنگ مرمر سبز رنگى كار گذاشتهاند كه اطراف آن را نوارى از نقره در بر گفته و مساحت آن سنگ،به ضميمۀ نقره،به سه وجب مىرسد و در اطراف اين جايگاه،نردهاى چوبى كشيده شده است.
فاسى آنگاه به بيان طول عرض مسجد و زاويهاى كه در جنوب آن قرار دارد،پرداخته و آنگاه مىگويد:ازرقى هيچ گونه توضيحى دربارۀ كيفيت ساختمان و مساحت آن نداده است 2و بسيارى از اطلاعات مربوط به آن،از ما مخفى مانده است و دانستنىهاى من دربارۀ آن،از سال 567 هجرى آغاز مىگردد كه ناصر عباسى آن را تعمير و مرمّت كرد و سپس در سال 666 توسط ملك مظفر،پادشاه يمن و در سال 740 به وسيله نوۀ او و در سال 758 به دستور امير شيخون-يكى از سران مصر-و در عصر حكومت ملك اشرف شعبان، سلطان مصر؛يعنى در سال 766 به امر كارگزار دولت او-يلبغا معروف به امير كبير-و در سال 801 يا 802 از