350حديبيّه است و امروزه اين ثنيّه(گردنه)به «فجّ الكريمى»مشهور است.
مرّ الظهران:
يكى از وادىهاى بزرگ حجاز است كه از بيست و دو كيلومترى شمال مكه مىگذرد و سيل آن در جنوب جدّه به دريا مىريزد.از جمله آبادىهاى آن،الجموم و بحره است.
يكى از شعبههاى آن وادى فاطمه است كه منسوب به فاطمه همسر بركات بن ابى نمىّ،يكى از اشراف حاكم مكّه، مىباشد.
مربد:
(به كسر اول و سكون دوم و فتح سوم)، در لغت به معناى آغل اشتران(شترخان) است و«مربد بصره»نيز از همين معناست.نيز«مربد»به معناى محل خرمن كردن و خشك نمودن خرماست.
مربد:محلى است كه پيامبر خدا صلّى اللّه عليه و آله در آن مسجدى ساخت.اين شترخان متعلق به دو بچه يتيم بود كه معاذ بن عفراء از آنان سرپرستى مىكرد.
مربد النّعم:
جايى است نزديك مدينه كه ابن عمر در آنجا تيمّم كرد.در حديث آمده است كه:ابن عمر از جرف آمد و چون به مربد رسيد تيمّم كرد و نماز عصر را خواند.به او گفته شد:آيا تيمّم مىكنى با آنكه ديوارهاى مدينه نظارهگر تو است؟گفت:آيا(آن قدر)زنده مىمانم تا وارد مدينه شوم؟او سپس وارد مدينه شد و با آنكه آفتاب هنوز بالا بود، نمازش را اعاده نكرد. 1سمهودى نقل كرده كه مربد النعم در دو ميلى مدينه قرار داشته و كسان ديگر گفتهاند در يك ميلى آن بوده است.گفتهاند:علت نامگذارى آن به مربد النعم آن است كه در زمان عمر بن خطاب چهار پايان را در آنجا نگه مىداشتهاند.
[مربّعة القبر:]
«استوانۀ مربعة القبر».]
مرج الصّفّر:
(به ضمّ صاد و فتح فاء مشدّد)، دشت پهناورى است در 37 كيلومترى جنوب دمشق و در شرق قريۀ شقحب (در سوريه)و برخى زمينهاى آبادىهاى زاكيه و شقحب و اركيس و الذريفيه را دربرمىگيرد .در اين دشت جنگهاى سرنوشتسازى به وقوع پيوسته است؛از جمله جنگى ميان